چهارشنبه 10 خرداد1385
گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن
حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند
شنبه 6 خرداد1385
Division 
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدایی حاضرم
که من تنها ، تو بی دردی چرا خون به دلم کردی
یه زندگی فدای تو شد فدای لحظه های تو شد
بذار برم فراموشت کنم عزیزم
دل من دیگه تو رو لایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کشه نمی تونه
تو یه خوابی تمومش کن بذار واشه چشای من
ازاین راه پر از چاله دیگه بریده پای من
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدایی حاضرم
که من تنها ، تو بی دردی چرا خون به دلم کردی
یه زندگی فدای تو شد فدای لحظه های تو شد
بذار برم فراموشت کنم عزیزم
می خوام برم شاید بتونم تو خاطرت زنده بمونم
تا ترک آغوشت کنم عزیزم
دل من دیگه تو رو لایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کشه نمی تونه
تو یه خوابی تمومش کن بذار واشه چشای من
ازاین راه پر از چاله دیگه بریده پای من
جمعه 5 خرداد1385
انتظار ...

نمی دونم از کدوم ستاره می بینی منو
چشماتو میبندی و دوباره می بینی منو
پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام
خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام
توی کوله راه چشمام عطر بارون بوی سیبی
واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده موندنی
می دونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها
کاش می شد با یه اشاره ی تو آزاد می شدم
با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن
پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم
ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر
این حقیر و به سخاوت شب و ماه ببر
نمی دونم از کدوم ستاره می بینی منو
چشماتو میبندی و دوباره می بینی منو
پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام
خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام ...