یکشنبه 23 بهمن1384
:
I MISS Y
U
دلم برات تنگ شده خیلی 
شنبه 22 بهمن1384
سفر ... بارون .. .پنجره ....انتظار......
وقتی که تنگه غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یک دونه پنجره هیچی نمیخوام
پشت این پنجره میشینم و آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی بارون میباره
بعضی وقتا که می یای سر روی شونم میزاری
تموم غصه ها رو از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
شنبه 22 بهمن1384

ترک ترک دلم شکست کسی به دادم نرسید گریه های تنهاییمو هیچکی به جز خودم ندید
از همدیگه جدا شدیم براه و رسم زندگی بودن تو یه لحظه بود رفتن تو همیشگی
حرفی نزن چیزی نگو فقط بزار گریه کنم میخوام با بارون چشام فاصله رو پر بکنم
یکشنبه 9 بهمن1384
: تلفن کن خیلی وقته مریضم
فکر نکن مریضه عشقه تو شدم
فکر کنم تو سرمای نگاهتون ذکام شدم .............................