دوشنبه 28 آذر1384
![]()
![]()
![]()
![]()
سه شنبه 22 آذر1384
: 
آنچنان دوستش دارم
که برای دیدنش لحظه شماری می کنم ![]()
![]()
![]()
و برای اینکه بتوانم نگاهش را دنبال کنم ، همه جا و تا بی کران ها را آینه کاری خواهم کرد .
پول موراند
یکشنبه 13 آذر1384
.. 
غم یه عاشق غم کمی نیست چه فایده ازش ، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق درد کمی نیست چه فایده ازش ، وقتی وقتی کسی نیست ..............
سه شنبه 1 آذر1384

در این دیار خسته کش دیگر بریده نفسم هر چه تلاش می کنم به آرامش نمی رسم
در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد ارثیه های عاطفی اینجا از من ربوده شد
روز نفس نفس زنان رو به سراب میروم خشک گلوُ تشنه لب به عشق آب میروم
شب که به خانه می رسم شکسته بالُ خسته جان در غم فردای دگر باز بخواب میروم
از تن خشک شاخه گل توقع جوانه نیست
اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
از گل چهره سوخته طراوتی طلب نکن
برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن
فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای
کهنه شدس زخم ما کوشش بی سبب نکن
سه شنبه 1 آذر1384


با یه رنگ سرخ زیبا مثل برگای شقایق
تو کتاب عشق نوشته : غم و غصه واسه عاشقنوشته عاشق همیشه توی بحر غم می مونه
دل عاشم نمی شه آواز شادی بخونه
آخه اونکه جونُ قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
این دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره
واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره
دل من خیلی شبا رو مونسه غصه ُ درده
تل شادیه قلبش عمریه خاموش ُ سرده
می شه خوند از تو نگاهش همه ی دردا رو باهم
چشماشم همیشه داره راز غصه ها رو با غم
آخه اونکه جونُ قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
تو کتاب عشق نوشته عاشفا ساده و پاکن
توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن